تبليغاتX
محمدرضا گلزار
DESIGN BY : WWW..LO3A .BLOGFA.COM

تقدیم با عشق به همه طرفداران محمدرضا گلزار

 

محمدرضا گلزار در نمايي از فيلم تله

 

محمدرضا گلزار در نمايي از فيلم تله

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط فائزه باقری |

 

بوسه

بوسه مگر چیست فشار دو لب

آنکه گناه نیست چه روز و چه شب

بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی عشق در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از شب ُ لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه یعنی ُ آغازی برای ما شدن

لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان

بوسه بر می دارد این شرم از میان

بوسه یعنی شادی و شور و نشاط

بوسه یعنی عشق خالی از گناه

بوسه یعنی قلب تو از آن من

بوسه یعنی تو همیشه مال من

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط فائزه باقری |

 من یه خزون نیمه جون یه دنیا دلواپسی ام

میون این همه صدا ترانه ی بی کسی ام

حسرت همنفس شدن مونده تو قلب عاشقم

خسته ی فاصله منم ُ فراری از دقایقم

من شب یلدای غریب ُ اما تو عاشقونه ای

ماه تو آسمونی ُ نفس هامو بهونه ای

عاشق با تو بودنم طاقت دوری ندارم

کاشکی چشمامو می دیدی وقتی می گم دوستت دارم

برای تو هستی من ُ برای من چشمای تو

نگو که تنها می میرم ناجی من دستای تو

عزیزم این قلب غریب فقط واسه تو می زنه

تنها نزار عشقت و نزار دوباره بشکنه

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

عشق

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

 

محمدرضا گلزار

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

محمدرضا گلزار

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |
عكسي از محمدرضا گلزار
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

تک ستاره آسمون عشق

یه ستاره هست که هر شب توی آسمون می شینه

عاشقونه تا سپیده همه اشکامو می بینه

با نگاه مهربونش می گه تنهام نمی زاره

هنوز مثل قدیما منو دوست داره ستاره

در به در کرده غمامو جونم ارزونی چشماش

تن سرد و ساکت من شده محتاج نفس هاش

من و اون ستاره یک شب عاشقونه عهدی بستیم

که برای هم بمونیم اگه صد بارم شکستیم

عشقمون پاک و مقدس به قشنگی بهاره

هر جا هستی ُ هر کی هستی ُ من دوستت دارم ستاره

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

دایم گل این بستان شاداب نخواهد ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود

می سو ختم از حسرت عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود که این شعله بیدار

روشنگر شبهای بلند قفسم بود

آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت

غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش توهیهات که یک عمر

تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم

رفتم به خدا اگر هوس بود بسم بود

کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت که نکرده ای که شود طالب حضور

پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

 

در خزانم جلوه کن ای نوبهار آفرینش

تا به پایان آید ای یار ُ انتظار آفرینش

ساقی زیبای مجلس ُ ای مرا دلدار و مونس

پرده بگشای از جمالت ای گل زیبای نرجس

الهم عجل الولیک الفرج

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 2:10 قبل از ظهر توسط فائزه باقری |
:در زندگي ۳ راه را دنبال كن:

۱: دوست داشتن براي يك تجربه

۲ : عاشق شدن براي يك هدف

۳ : فراموش كردن براي قبول واقعيت

حساب لحظه ها در خاطرم نيست

نمي دانم دلم در خانه كيست

چه دلشادم از اينجايي كه هستم

كه برگشتن به خانه كار من نيست

زندگي قشنگه اگه با تو باشه

مرگ قشنگه اگه براي تو باشه

دلتنگي قشنگه اگه بخاطر تو باشه

من قشنگم اگه با تو باشم

اما تو هر جور كه باشي قشنگي

تو را براي تو دوست دارم و زندگي را براي نفس هاي تو

مي دوني قشنگي راه رفتن زير بارون چيه؟

اين كه هيچكس نمي تونه اشكاتو ببينه

كاش مي شد هيچكس تنها نبود

كاش مي شد ديدنت رويا نبود

رسم عاشقی

 

نگا كن مثل قديما

مي باره نم نم بارون

اما توي ساحل عشق حتي نيست يه رد پامون

من و تو غرق سكوتيم

مثل شبهاي زمستون

مثل مرداب پر حسرت

كه اسيره تو بيابون

دلتو بده به خورشيد

بايد از غمها نترسيد

عاشق نور و يقيق شو

بگذر از شباي ترديد

عاشقي پر از يقينه

رسم عاشقي همينه

نذار جون بگيره كم كم

تو دلامون بذر كينه

دستاتو بذار تو دستام

تا بهار زنده بمونه

بذار توي ساحل عشق

از ما هم ردي بمونه

براي چشمانت نوشتم همان چشمان قشنگ و پر فريب پس نرو بمان كه ماندنت از سرودن هزار غزل زيباتر است و ماندنت براي من يادگاري است هميشگي در قلبم

يادت باشه:تو براي دنيا يك نفري اما......          

شايد براي يك نفر يك دنيا باشي

دنيا رو با تو مي خوام

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 1:43 قبل از ظهر توسط فائزه باقری |

با تو بودن از تو گفتن زیباست

مثل آواز قناری تو بهار

با تو بودن از تو گفتن زیباست

مثل آواز قشنگ جویبار

با تو بودن از تو گفتن زیباست

مثل نیلوفر آبی در آب

مثل اشک های لطیف شبنم روی گونه های زنبقهای خواب

با تو بودن از تو گفتن زیباست

مثل بارش بارون تو کویر

مثل رویش دوباره چمن روی تن یخ زده زمین پیر

تویی مهتاب سحر ُ تویی بارون کویر

از تن خسته من گرد غربت رو بگیر

مثل خورشید بزن و آبم کن

مثل لالایی شب خوابم کن

به تن خسته بزن رنگ دگر

دل ما را تو ببر تا به سحر

 

 

 

تو مثل یه آدم برفی گاهی سردی گاهی آبی

تو مثل یک گل سرخ یه روز غنچه یه روز گل بازی

تو مثل یه قطره آبی توی دریا گاهی طوفانی گاهی صافی

تو مثل یه عاشق خوب همیشه پیشم می مونی گاهی مهربونی گاهی نامهربونی

 

اونی که می خواستم تو غبارا گم شد

مرغی شد و پشت حصارا گم شد

اسم تو رو رو بال مرغا نوشت

رو کنده سبز درختا نوشت

یه روز که بارون میومد بهش گفت

یه روز دیگه رو موج دریا نوشت

دریا با موجاش اون رو از خودش روند

مرغ هوا گم شد واون رو گریوند

اونی که می خواستی تو غبارا گم شد

مرغی شد و پشت حصارا گم شد

باد اومد و تو جنگلها قدم زد

اسم تو رو از همه جا قلم زد

ببین جدایی چه به روزش آورد

چه سرنوشتی که براش رقم زد

 

عشق مانند هوا در همه جا جاریست

تو نفس هایت را قدری جانانه بکش

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط فائزه باقری |
:به روي درد چه عاشق ، چه بي ريا خنديدند

بدون غصه و اندوه و ذره اي ترديد

:نگاه منتظرش را به سوي پنجره برد

:همان طرف كه از آن سمت جاده را مي ديد

:تمام سهمش از آن زندگي نگاهي بود

:كه در دقيقه آخر به آسمان بخشيد

:مي يان جاده كسي نم نمك قدم مي زد

:در امتداد عبورش ستاره مي باريد

 

 

 

همسفر

تو از شهر غريب بي نشوني اومدي

تو با اسب سفيد مهربوني اومدي

تو از دشت هاي دور و جادهاي پر غبار

براي همصدايي ، همزبوني اومدي

تو از راه مي رسي ، پر از گرد و غبار

تموم انتظار مياد همرات بهار

چه خوبه ديدنت ، چه خوبه موندنت

چه خوبه پاك كنم غبار و از تنت

غريب آشنا دوستت دارم بيا

من و همرات ببر به شهر قصه ها

بگير دست منو تو دستات

چه خوبه سقف مون يكي باشه با هم

بمونم منتظر تا برگردي پيشم

تو زندونم با تو من آزادم

خداحافظ همين حالا

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 9:29 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

عشق است و آتش و خون

 

داغ است و درد دوري

كي مي توان نگفتن ، كي مي توان صبوري

كي مي توان نرفتن گيرم پري نمانده

گيرم كه سوختيم و خاكستري نمانده

با دوست عشق زيباست

با يار بي قراري

از دوست درد مانده و

از يار يادگاري

گفتي از روز سفر

گفتم از من نگذر

مجنون ، ليلا

رفتي بي بال وبي پر

 

عشق كلمه اي است وصف نشدني كه درون قلب انسانها و حتي حيوانات مانند آب از رودي سرچشمه ميگيرد و خروشان مي شود

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

((طعنه))

طعنه نزن به گريه هام تنها تو مي موني برام

تنها تو مي شناسي منو ، اي پريزاد قصه هام

تنها صداي پاي تو ، حرمت خونه منه

كاش كه بدوني خواسنت ، به قيمت خون منه

تو ساحت نگاه تو ، لحظه لحظه جون مي دم

مي ميرم و خاك تنو ، به دست آسمون مي دم

داد مي زنم تو كوچه ها ، زندگي سهم عاشقاست

گناه عشق پاي خودم ، هر چي كه هست لطف خداست

نمي دوني چقدر كمه ، فرصت پروانه شدن

شعله زدن به رسم شب ، لذت ديوونه شدن

من اون قلندر شبم ، شعله نمي سوزه تنم

قربوني وصال تو ، پوست نجيب پيرهنم

طعنه نزن به گريه هام ، اشك هاي تازه تر مي خوام

رسم و وفا نيست كه منو ، جا بزاري تو غصه ها

 

((من و تو))

نشود فاش كسي ، آنچه ميان من و توست

تا اشارات نظر ، نامه رسان من و توست

گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم

پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و توست

روزگار شد و كس ، مرد ره عشق نديد

حاليا چشم جهاني نگران من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش

اي بسا باغ و بهاران كه خزان من و توست

اين همه قصه فردوس و تمناي بهشت

گفت و گويي و خيالي ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به ديباچه ي عقل

هر كجا نامه ي عشق است ، نشان من و توست

سايه زاتشكده ي ماست ، فروغ مه و مهر

وه از اين آتش روشن كه به جاي من و توست

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

   

دوباره من ،‌ دوباره تو ، دوباره عشق ، دوباره ما

دو همنفس

  ، دو همزبون ، دو همسفر ، دو همصدا

دلم گرفت اي همنفس

پرم شكست تو اين قفس

تو اين غبار ، تو اين سكوت

 چه بي صدا نفس نفس

از اين نامهربوني ها

دارم از غصه ميميرم

رفيق روز تنهايي

يه روز دستات و مي گيرم

تو اين شب گريه مي توني پناه هق هقم باشي

تو اي همزاد همخونه چي مي شه عاشقم باشي

تو اي پايان تنهايي پناه آخر من باش

تو اين شب مرگي پاييز بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات شبم روشنترين باشه

مي خوام آيينه خونه با چشمات همنشين باشه

گل را دوستت دارم ۱ دقيقه

دريا را دوستت دارم ۱ ساعت

ايران را دوستت دارم براي هميشه

زمستون بهانست برف از آسمون خسته ميشه

پاييز بهانست برگ از درخت سير ميشه

وبلاگ بهانست دلم براي تك تك تون تنگ ميشه  

بچه هاي ايراني مخلص و خاك پاي همتونيم دربست

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |

من همون جزیره بودم خاکی صمیمی و گرم

واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم

یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا

یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد

برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار ُ نفسم برید تو سینه

ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا

دیگه تو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره

ولی حتی وقت مردن باز سراغت و می گیره

می رسه روزی که دیگه قعر دریا می شه خونم

اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم

 

امروز که محتاج توام جای تو خالیست

فردا كه می یایی به سراغم نفسی نیست

 

سلام

سلامي به گرمي خورشيد، سلامي به روشنايي زندگي،سلامي به عشق و اميد،سلامي به

بچه هاي ايران زمين

بچه هاي ايران سلام يه سلام آبگوشتي و مشتي به روي ماه همتون

راستي نيمه شعبان كه گذشت ولي عيب نداره باز هم عيد تك تك شما عزيزان مبارك باشه

انشاالله تما مي لحظه هاتون پر از انرژي و صفا وصميميت باشه من مخلص همتون هستم . 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط فائزه باقری |
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

وبلاگ بعدی

درباره وبلاگ
سلام دوستان عزیز و گلم
من از هواداران و عاشقان محمدرضا گلزار هستم و به عشق او این وبلاگ را راه اندازی کردم

اميدوارم از ديدن اين وبلاگ لذت ببريد

اگر خوشتون اومد هم نظر بدید


پیوندهای روزانه
سایت رسمی محمدرضا گلزار
سایت رسمی حسام نواب صفوی
سایت رسمی پژمان بازغی
سایت رسمی مجله خانواده سبز
سایت رسمی بهرام رادان
دانلود ویدیو کیلیپ
دهکده موسیقی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1386
تیر 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
نویسندگان
فائزه باقری
فائزه
پیوندها
قالب ساز

سایت رسمی محمدرضا گلزار"
خواهران هميشگي گلزار"
سارا ((حسام صفوی ))
پریسا"
فرنوش عزیزم *بازیگر توانا حامد کمیلی*
سپیده ((عشق احسان))
یاسمین ((محمدرضا گلزار))
*ديدار*
بهار عشق
طليعه جون
فاطمه ((محمدرضا گلزار))
صبا جونم
علیرضا
شیما و نگار عاشق گوگوش
امیلی جونم ((محمدرضا گلزار))
حسین ((کلوب هواداران امین حیایی عزیز))
دوستتداران سینما
ثمین گلزاری عزیزم
مستانه

طراحی قالب:SHIRAZ BOY

RSS
ادرس کد این قالب:

www.lo3a.blogfa.com
POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
پسر شیراز

webloger site

JavaScript Codes

JavaScript Codes